@Download Book à شوهر آهو خانم ⚺ eBook or E-pub free

خب...وقتی تموم شد فقط حس خراشیدگی روحی داشتم و ظلم و خیانت مردها به اسم اسلام و زنانی که ظلم شده بهشون و مایه لذت دیگرانند و.... احتمالا در زمان خودش خیلی آوانگارد نوشته شده بوده....
بنظرم که هنوز این نگاه هست و برابری اجتماعی و جایگاه زن به عنوان شهروند برابر و نه شهروند درجه دو وجود داره...هنوز زن نیروی کار ارزان تریه و بیمه نداره... و خیلی چیزای دیگه که میتونه مصداق نویی از ظلم ها باشه... من باور دارم کتابهایی مثل "شوهر آهو خانم" شاهکار ادبی نیستند، حداقل برای من، اما معتقدم که روایتگران قدرتمندی هستند که زندگی مردم عادی و روتین های زندگی رو به خوبی روایت می کنند.
جدای از توصیف‌های زیاد و خسته کننده، با صبوری تمام داستان رو پیش می‌برند و خواننده رو با خودشون همراه می‌کنند
مثل سیر عادی زندگی همه‌ی ماها که یکهو به خودمون میاییم و میبینیم چقدر همه‌ی چیزها و آدم ها تغییر کردند و ما دیر متوجه شدیم، من هم از صفحه ی 500 به بعد متوجه شدم چقدر همه چیز عوض شده اما انقدر آرام بوده که من راحت‌تر از اون چیزی که تصور میکردم پذیرفتمش و باهاش کنار اومدم
و در آخر چیزی که برام جالب بود این بود که این کتاب در سال‌های ستم آشکار به زن ها نوشته شده و اتفاقن نویسنده از اسم زن شخصیت داستان برای عنوان اصلی استفاده کرده که به نظر من از نقاط روشن این کتاب هست. @Download Book ê شوهر آهو خانم ⚦ شوهر آهو خانم نخستین اثر نویسنده ی آن محسوب می شود که با استقبال بی نظیری در بازار کتاب ایران رو به رو شد انتشار این رمان حجیم در سالحادثه ای مهم در بازار کتاب و ادبیات داستانی ایران بودعلی محمد افغانی این رمان را در سالهای زندان تا– نوشته است و پس از خروج از زندان اقدام به چاپ آن با هزینه ی شخصی می کند زیرا ناشری حاضر به مخاطره برای چاپ بر روی داستان بلند یک نویسنده ی ناشناس نمی شود

داستان در سالدر کرمانشاه رخ می دهد و درون مایه اصلی داستان با واقعیّت اسف بار زندگی زنان در لایه های پائینی جامعه در آ ن سالها ارتباطی نزدیک دارد و در نکوهش آئین چند همسری است در این رمان مناسبات خانوادگی و ضوابط احساسی و عاطفی مرتبط بدان بازنمایی شده است‏ کلی با خودم فکر کردم چرا این کتاب یکی از مشهور ترین کتابهای ایرانیه، متاسفانه به نتیجه ای نرسیدم جز اینکه قلم نویسنده شیواست.همین. داستان بی محتوایی که آزاردهنده ترین بخشش جملات زننده ایه که نویسنده هر چند صفحه یکبار به طور واضح درباره ی زنان به کار میبره.بعد از خوندن این رمان 800 صفحه ای با خودت میگی خب؟حالا که چی؟ از تک تک شخصیت های این کتاب بیزارم و از هر کدوم که خوار و ذلیل تر بودند و به اصطلاح شخصیت های مثبت کتاب بودند بیشتر دل زده ام.این کتاب هیچ بخشی از مغز شما رو به فکر وا نمی داره و به نظرم اگر تا حالا نخوندینش دیگه شروعش نکنید. خیلی که بهش امتیاز بدی چیزی در حد یکی از فیلمفارسی های قدیمی میشه که شاید زمان خودش طرفدارای زیادی داشته.به هر حال از هر عیب و نقصش که بتونی بگذری از دم به دم جمله ها و اظهار نظرهای زشت و سطح پایین و کوته فکرانه نسبت به زنان نمیتونی بگذری.هیچ وقت خوندن این کتاب رو به کسی توصیه نمیکنم مگر اینکه به پاورقی ها و داستانهای چاپ شده در مجلات علاقه داشته باشه! بعد از حدود یک سال تا 50 صفحه پیش رفتن از من بعیده!
امروزم یه ریویو ازش خوندم که روشنم کرد!دیگه نمیرم سراغ بقیه ش!
واجب که نیس!:D
شما هم نخونید!:))) مزخرف ترين داستانى كه ممكن بود پا به عرصه ى وجود بذاره. مزخرف از لحاظ ظلم بى سابقه ى سيد ميران، و بى عرضگى بى اندازه ى آهو، و ساديست بودن نويسنده. ٩٠٠ صفحه گذشت تا يك داستان پر سوز و گداز رو با بدترين شيوه ى ممكن به خواننده ش تزريق كنه. از اينكه انقدر داستان ميتونه واقعى و در. عين حال خيالى باشه واقعا حالت دل به هم خوردگى به من دست ميده.
كتاب صد البته عالى نوشته شده، و خوب پرداخت شده. كتابيه كه اگر كسى بخواد از حال مردم اون روزگار باخبر بشه ميتونه خوب با تمش ارتباط برقرار كنه. من يك بار ولش كردم چون واقعا اذيتم ميكرد. اين بار تصميم گرفتم تمومش كنم و خوشحالم كه كردم. عصبانيتم از داستان، احتمالا نشون دهنده ى خوب بودن روايتگر بايد باشه. شوهر آهو خانم، کتابی است که سال‌ها اسمش گوشه ذهنم بود و تنها ذهنیت من در مورد آن حاصل از کتاب‌های ادبیات مدرسه و آمادگی برای امتحانات و کنکور و ... بود. همان دوره‌ای که لذت ادبیات را نچشیده بودیم و فقط برایمان مهم بود بدانیم نویسنده کتاب شوهر آهو خانم، علی‌محمد افغانی است.
اما خواندن کتاب را نزدیک به دو ماه پیش شروع کردم، به این دلیل که تصمیم گرفته‌ام حدالامکان کتاب‌های مشهور و فاخر نویسندگان ایرانی را بخوانم و به درک بهتری در مورد ادبیات معاصر و نویسندگان دست یابم. خواندن کتاب از ابتدا برای من کار دشواری بود و دو ماه زمان برای خواندن یک کتاب 800 صفحه‌ای به خوبی گواه این مسئله هست.
می‌خواهم در این ریویو به دو سوال، البته از نگاه شخصی خودم، پاسخ بدهم تا شاید پاسخی باشد به کسانی که در مورد کتاب گفته‌های ضد و نقیض زیادی شنیده‌اند و بتواند به آن‌ها کمک کند که کتاب را بخوانند یا نه.
1. در این کتاب دنبال چه نگردیم؟
مهمترین مسئله این است که دنبال یک داستان جذاب و گره‌های عمیق داستانی نباشید. کتاب سیر تقریباً یکنواختی دارد، در بعضی قسمت‌ها فراز و فرودهایی هست، اما به نظرم این فراز و فرودها هم با قلم افعانی کش آمده‌اند و به شکل آرامی روایت شده‌اند.
نکته دیگری که نباید دنبالش باشید احتمالاً همذات‌پنداری با شخصیت‌های کتاب است که شاید با توجه به روایت شدن کتاب در سال‌های 1312 تا 1320 بدیهی به نظر برسد، اما قضیه از این هم فراتر است و خیلی از شخصیت‌های داستان در مجموع با روزگار امروز ما نزدیکی مشخصی ندارند. هر چند در جاهایی با برخی از رفتارها و دوراهی‌ها و تفکرات برخی از شخصیت‌ها می‌شود احساس قرابت داشت.
چیز دیگری که در این کتاب کمیاب است حال خوب است، حال خوب را به سختی می‌توان در کتاب یافت و عمده صفحات کتاب به بدبختی و فلاکت پرداخته است و آن جاهایی هم که کتاب می‌خواهد کمی خواننده را از عذاب راحت کند سایه شوم مصائب شخصیت‌ها که هر کدام به نحوی متفاوت درد می‌کشند روی سرمان سنگینی می‌کند.
2. در این کتاب دنبال چه بگردیم؟
شاید یکی از مهمترین مسائل متن مملو از اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های کتاب باشد. کتاب سرشار است از اصطلاحاتی که خیلی‌ها را کمتر شنیده‌ایم و حتی در یک مورد من یک ضرب‌المثل را در گوگل جستجو کردم و نتیجه جالب بود: تنها نتایج یافته شده مرتبط همان متن کتاب شوهر آهو خانم بودند. گویا کتاب از این جهت گنجینه‌ای ارزشمند برای محققان حوزه ادبیات است و بر مبنایش پایان‌نامه‌ها و طرح‌های پژوهشی زیادی انجام شده است.
نکته پررنگ بعدی در کتاب، به دست آوردن شناختی خوب در مورد زندگی در دوره اول پهلوی است. اتفاقات مختلف تاریخ معاصر ایران در این کتاب هر یک نقشی دارند؛ از کشف حجاب گرفته تا جنگ جهانی دوم. همچنین روابط انسانی و جایگاه زن در آن جامعه سنتی و در حال گذر به مدرنیته به خوبی نمایانده شده است. در بسیاری از موارد غصه خواهید خورد از رنجی که شخصیت‌های زن می‌کشند و در برخی موراد حتی شاید غبطه بخورید به شکل ساده زندگی و کار و اتفاقات در جريان.
نکته قابل ذکر دیگر این که متن کتاب سرشار از جزئیات است و باید حوصله‌ی خواندن این همه جزئیات را داشته باشید. همین جزئیات هستند که کتاب را ساخته‌اند و اگر از این جزئیات لذت نبرید یک آن به خود می‌آیید و می‌بینید در صفحه 600 کتاب هستید و هنوز داستان آنقدری که باید و شاید به شما اطلاعات منتقل نکرده است.
مسئله بعدی شخصيت‌پردازی عمیق است، به نحوی که در مورد سه شخصیت اصلی کتاب به دید عمیقی می‌رسید و احتمالاً می‌توانید تصمیمات و کارهایشان را حدس بزنید.
امیدوارم این نکات به درد شما بخورد. اگر نظری در مورد ریویو و کتاب دارید بسیار خوشحال می‌شوم که آن را به اشتراک بگذارید.
و در پایان سخت‌ترین کار برای من نمره دادن به کتاب است. سه ستاره شاید عادلانه نباشد، اما عاقلانه است. :)
در زندگی لحظاتی پیش می آید که انسان نه کسی را دوست دارد و نه دلش می خاهد کسی او را دوست داشته باشد.از همه چیز و همه کس حتی از وجود خود بیزار است؛مثل اینکه تمام نیروها و رشته های زندگی را از او بریده اند.
گویا در ابتدا قرار بود نام این کتاب «زن چادر سفید» باشد اما افغانی بعد از اینکه وارد داستان می‌شود و به قول خودش وقتی گرفتارش می‌شود، نام «شوهر آهو خانم» را برای آن انتخاب می‌کند. این رمان در زندان نوشته شده و علی‌محمد افغانی در آن سال‌ها، یک افسر توده‌ای محکوم به اعدام بوده است. خودش می‌گوید «آن زمان من خودم هم نمی‌دانستم که حد و اندازه و کیفیت کارم در چه حدی است. فقط می‌دانستم که من به این راهی که می‌روم مطمئنم. در زندان برای این که دستگاه یا حتی دوستان خودم متوجه نشوند که چه دارم می‌نویسم، یک دیکشنری باز می‌کردم و در داخل آن کاغذهایم را می‌گذاشتم و می‌نوشتم». گاهی وقت‌ها نیمه‌های شب چیزی به ذهنش می‌آمده و در نور ضعیف سلول، چند کلمه روی دیوار می‌نوشته تا فراموش نکند و فردا از آن در داستان استفاده کند. به حدی گرفتار شخصیت‌ها بوده که روزهایی که آشپزی در سلول نوبت او بوده، در ذهنش دنبال ادامهٔ نوشتن و تجسم صحنه‌های داستان بوده و یادش می‌رفته نمک یا فلفل توی غذا بریزد. خودش می‌گوید بارها با صحنه‌های مختلف داستان گریسته است.
به هر حال کار نوشتن کتاب به پایان می‌رسد و پس از آزادی، چون نویسنده‌ای گمنام بوده هیچ ناشری حاضر به سرمایه‌گذاری روی انتشار یک رمان بلند از نویسنده‌ای گمنام نمی‌شود و افغانی مجبور می‌شود با هزینهٔ شخصی آن را منتشر کند. کتاب چندی پس از چاپش، با استقبال بی‌سابقهٔ مخاطبان مواجه و نویسندهٔ آن خیلی زود مشهور می‌شود.
رمان «شوهر آهو خانم» از رنج بی‌پایان زن ایرانی حکایت دارد. کتابی که به پدیدهٔ چندهمسری می‌پردازد و زن اغواگر و زن سنتی داستانش هر دو به نوبهٔ خود بدبختند. با اینکه نویسنده در بسیاری از فصل‌ها با روده‌درازی و پرگویی حوصلهٔ خواننده را سر می‌برد اما گنجینه‌ای از ضرب‌المثل‌های ناب ایرانی در این کتاب از خود بر جای گذاشته، که خود یک شاهکار به تمام معناست. یکی از خاله‌زنکی‌ترین کتابایی بود که تا الان خوندم و نصفه نیمه هم رهاش کردم. تو حدود سیصد چارصد صفحه، اندازه‌ی صد صفحه هم محتوای داستانی نداشت و می‌تونست همه‌ی اینا رو تو حدود ۵۰ صفحه بگه!
به علاوه، به نظرم این کتاب و محتوای داستانیش، آدما رو، چه زن و چه مرد، در سطح غرایز جنسی و تعریف ارزش‌ها بر اساس حرف مردم پایین میاره و توی دو دسته‌ی سیاه و سفید طبقه‌بندیشون می‌کنه. درسته که کتاب رو باید بر اساس زمان خودش سنجید و ظرف زمان رو در نظر گرفت، ولی این در صورتیه که به زمان حال هم یه چیزی، هر چند جزئی، اضافه کنه. چون کامل نخوندمش ترجیح می‌دم بیشتر از این ننویسم. فقط برام عجیبه چرا این کتاب تو دسته‌ی بهترین رمان‌های فارسی قرار گرفته...

یادگاری از کتاب:
وقتی کسی از زندگی و روزگار خودش به ستوه اومده باشه، توقع عقل سلیم ازش نادرسته.